به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه فرهیختگان نوشت: وقتی رهبر حکیم انقلاب در پیام هفته دولت زنجیره چالشهای اقتصادی - معیشتی را یکجا روی میز میگذارد، پیام روشن است:
۱-تورم سالانه در تیر ۱۴۰۵ به ۶۶ درصد رسیده و تورم نقطهبهنقطه نزدیک ۸۸ درصد است. خانوادهای که پارسال برای یک سبد ثابت کالا، ۵۰ میلیون تومان خرج میکرد، امسال باید ۹۴ میلیون تومان بپردازد. این فقط گرانی نیست؛ یعنی بودجه ماهانه از هم میپاشد و برنامه زندگی یکشبه به هم میریزد. تلخی ماجرا اینجاست که تورم برای همه یکسان نیست. بر اساس گزارش مرکز آمار، نرخ تورم برای دهکهای پایین جامعه به ۷۳.۵ درصد رسیده، درحالیکه برای پردرآمدترین دهک ۶۳.۹ درصد بوده است. یعنی فقرا بیش از دوبرابر ثروتمندان با گرانی دستوپنجه نرم میکنند.
بیکاری نیز وضعیت هشداردهندهای دارد. در بهار ۱۴۰۵، نرخ بیکاری به ۹.۱ درصد رسیده و جمعیت شاغل کشور ۴۵۰ هزار نفر کاهش یافته است. میان جوانان ۱۵ تا ۲۴ساله، از هر چهار نفر یک نفر بیکار است. رشد اقتصادی منفی ۰.۷ درصد بوده و سرمایهگذاری در ماشینآلات جدید ۱۱.۹ درصد کاهش داشته است. یعنی همزمان قیمتها بالا میرود، کارخانهها کمکار میشوند و شغل از بین میرود. اقتصاددانان به این حالت «رکود تورمی» میگویند و این همان چیزی است که رهبری بر درمان ریشهای آن تأکید دارند.
۲-رهبر معظم انقلاب با تأکید بر «تکیه هر چه بیشتر به تولید داخلی»، کلید اصلی حل مشکلات را نشان دادهاند: با تورم ۶۶ درصد، اگر کسی ۱۰۰ میلیارد تومان در کارخانه سرمایهگذاری کند، در یک سال ارزش واقعی پولش به حدود ۶۰ میلیارد میرسد؛ یعنی ۴۰ درصد سرمایهاش آب رفته، پیش از آنکه سودی به دست آورد. در مقابل، طلا و دلار ارزش پول را نگه میدارند.
به همین دلیل سرمایه به جای خط تولید به خرید طلا، مسکن یا ارز میرود؛ تصمیمی معیشتی برای حفظ سفره خانواده. تا وقتی بازگشت سرمایه در تولید (که ۵ تا ۷ سال طول میکشد) از تورم عقبتر باشد، علامت مثبتی به سرمایهگذاری برای تولید ارسال نمیشود. مگر اینکه ابزارهای واقعی مثل تسهیلات ارزی و قراردادهای هماهنگ با تورم به کار گرفته شوند؛ همان مسیری که رهبری ترسیم کردهاند.
۳-رهبری فرمودند که اگر تولید داخل کافی نبود، باید از واردات «صحیح و حکیمانه» استفاده کرد؛ یعنی واردات مدیریت شود، نه رها. بهترین ابزار مدیریت واردات، تعرفه گمرکی است؛ مالیاتی بر کالای خارجی تا کالای داخلی بتواند رقابت کند. اما مشکل اینجاست که گاهی بهجای تعرفه، ارز ارزان و رانتی به واردکننده داده میشود. نرخ دلار در شهریور ۱۴۰۵ حدود ۲۰۲ هزار تومان است، اما بعضی واردکنندهها دلار را با نصف یا دوسوم این قیمت از دولت میگیرند. نتیجه؟ کالای خارجی ارزانتر از کالای داخلی تمام میشود و از جیب مردم به خارجیها یارانه میدهیم؛ وارونه خواسته رهبری.
تجربه عینی کشور این را ثابت میکند. از مرداد ۱۳۹۷، دولت برای ۲۵ قلم کالای اساسی، ارز ۴۲۰۰ تومانی داد، درحالیکه دلار آزاد حدود ۲۴ هزار تومان بود. فقط در سال اول، بیش از ۱۴ میلیارد دلار ارز ارزان اختصاص یافت و تا سال ۱۴۰۰ مجموعاً از ۶۰ میلیارد دلار گذشت. اختلاف قیمت این ارز با نرخ آزاد، رقمی معادل ۱۷۲ هزار میلیارد تومان (نزدیک به کل بودجه عمرانی کشور) شد که صرف یارانه پنهان به واردات شد. اما قیمت همان کالاها ۳۰۰ تا ۴۰۰ درصد رشد کرد و رانت، قاچاق و آسیب به تولیدکننده داخلی را به همراه داشت. این انحرافی آشکار از فرمان رهبری درباره «واردات حکیمانه» است.
۴-راهحل این مشکل درست همان جمله دیگر رهبری است: «اسقاط تدریجی دلار از تراز نقشآفرینی مهم». دلارزدایی یعنی چه؟ یعنی دلار آمریکا کمکم از دو جایگاه کنار برود. یکی در داخل، وقتی مردم قیمتها را با دلار میسنجند، هر خبر سیاسی روی سفره اثر میگذارد. دوم در تجارت، وقتی همه معاملات با دلار انجام شود، تحریمهای آمریکا تجارت را فلج میکند. دلارزدایی یعنی کاهش تدریجی وابستگی.
نمونهاش توافق پولی ایران و روسیه است که تجارت دو کشور با ریال و روبل انجام میشود. همچنین سامانه تسویه چین (CIPS) نمونه موفق دیگری است که بسیاری از کشورها بهجای سوئیفت از آن استفاده میکنند. اتصال ایران به این شبکهها، گام بلندی در دلارزدایی تجاری است. اینها نمونههای واقعی همان اسقاط تدریجی دلار هستند: نه حذف دلار با بخشنامه، بلکه ساختن جایگزین قدمبهقدم برایش.
۵-رهبری فرمودند که ترک روال معمول و استفاده بهموقع از مزیتها، جهش ایجاد میکند. نمونه موفق این رویکرد، مالزی است که در دهه ۱۹۷۰ وابسته به مواد خام بود، اما با سرمایهگذاری روی صنایع الکترونیک و فناوری اطلاعات، در کمتر از سه دهه به یکی از صادرکنندگان بزرگ قطعات الکترونیکی تبدیل شد. اقتصاد ایران هم با ماشینآلات قدیمی نمیتواند رقابت کند.
اقتصاد دیجیتال، هوش مصنوعی در پیشبینی تقاضا، اتوماسیون در خط تولید و کشاورزی دادهمحور برای کاهش مصرف آب، میتوانند هزینه را پایین بیاورند؛ همان جهشی که رهبری وعده دادهاند. پیام رهبری، یک هشدار راهبردی است؛ اقتصاد ایران به مسکنهای موقت جواب نمیدهد. راهحل، تولید واقعی، مدیریت هوشمند واردات، کاهش وابستگی به دلار و جهش فناورانه است. این مسیر، سخت ولی ممکن است؛ به شرطی که از عادتهای قدیمی دست برداریم و جراحی را شروع کنیم.


نظر شما